|
چند مثل ترکی اذری به همراه متن فارسی
قازانین قاراسی گئدر ، اوزون قاراسی گئتمز : سیاهی دیک می رود و سیاهی رو نمی رود قازان دیبی یالییانین ، نیشانلی سی گؤیچک اولار : کسی که ته دیگ را بخورد ، نامزد زیبا قسمتش می شود
قازان قاپاق سیز اولماز ایگیت پاپاق سیز : دیگ بدون در نمی شود و جوانمرد بدون کلاه قازانا گؤره ، آش قاینات : آش را به اندازه دیگ ات بجوشان قازان اولسون ، دولو اولسون ، یئیه نی تاپیلار : دیگ باشد و پر باشد ، خورنده اش پیدا می شود
قیش چیخار اوزو قارالیق کؤموره قالار : زمستان می گذرد و روسیاهی به زغال می ماند قیش اولماسا قار اولماز ، قار اولماسا بار اولماز : زمستان نباشد برق نیست ، برف نباشد بهار نیست قیشین یورقانی ، یایین آیرانی : در زمستان لحاف ، در تابستان آبدوغ می چسبد قیش دا ایشله مییه ن ، یای دا دیشله مز : کسی که در زمستان کار نکند ، در تابستان نان نمی خورد قیشین ایشی ، یازین یئمیشی : کار در زمستان و خوردنی در بهار قیش گؤرموین بولبول ، یازین قدرینی بیلمز : بلبلی که سرمای زمستان را نچشیده ، قدر بهار را نمی داند
سؤز دئدیگین دمیردی ، دؤیدوخجه اوزانار : حرف مثل آهن هست هر چه بکوبی درازتر می شود. سؤزوم آغزیمدا قالدی : حرفم ناتمام ماند. سؤزوم چیخینجا ، جانیم چیخایدی : جانم دربیاید و حرفم درنیاید. سؤزو اوزالدارسان اوزانار : حرف را کش بدهی دراز می شود. سؤزون چورویون چیخاردیر : آنقدر حرف را می گوید و می گوید که آدم را خسته می کند. سؤز سؤزو گتیره ر ، ارشین بئزی : صحبت موجب ادامه پیداکردن صحبت می شود و متر اندازه گیری موجب به میدان آمدن پارچه
ائل گوجو ، سئل گوجو ، یئل گوجو : نیروی خلق ، نیروی سیل و باد است * ائل سؤزو حق سؤزو : عقیده مردم حق است * ائل بیر اولسا ، گوجو کاران سیندیرار : اگر مردم متحد شوند ، نیرویشان کنده درخت را می شکند * ائل آغزی چووال آغزی : زبان مردم را نمی توان بست * ائل قازانینان آش قاینادیر: کار دیگران را به حساب خودش می نویسد
ادامه دارد...
توضیح اینکه شیرینی این مثل ها در کنار متن فارسی آن باعث فهم بهتر و آموزش زبان ترکی برای همه است و کمک شایانی به تبادل فرهنگی و حفظ آن میکند.
منبع:gayagizi4.blogspot.com
قیش چیخار اوزو قارالیق کؤموره قالار : زمستان می گذرد و روسیاهی به زغال می ماند قیش اولماسا قار اولماز ، قار اولماسا بار اولماز : زمستان نباشد برق نیست ، برف نباشد بهار نیست قیشین یورقانی ، یایین آیرانی : در زمستان لحاف ، در تابستان آبدوغ می چسبد قیش دا ایشله مییه ن ، یای دا دیشله مز : کسی که در زمستان کار نکند ، در تابستان نان نمی خورد قیشین ایشی ، یازین یئمیشی : کار در زمستان و خوردنی در بهار قیش گؤرموین بولبول ، یازین قدرینی بیلمز : بلبلی که سرمای زمستان را نچشیده ، قدر بهار را نمی داند
|