|
از چالقفا تا چاه كاظما
نوشته كيامرث كياني موضوع: نيم نگاهي به تاريخ، فرهنگ و آداب ايل قشقايي
بخشي از كتاب:
ايل شكوهمند قشقايي در گيرودار حوادث
تاريخچهي ايل قشقايي مبهم و ناشناخته است. با اين كه مورخين و پژوهندگان دربارهي پيدايش و چگونگي زندگي اين قوم اطلاعات و مطالب بسياري ابراز داشتهاند اما متأسفانه سند معتبر و متقني كه به روشني ثابت كند كه اين ايل بزرگ و شكوهمند از كجا و در چه تاريخي و تحت چه عواملي به ايران آمده و سپس به فارس كوچ كردهاند ارايه نشده است. از نظر ريشهشناسي نيز، واژهي «قشقايي» در پردهي ابهام باقي مانده و نامشخص و آميخته با افسانهها و تعبيرهاي گوناگون، همراه با حدسيات و گمانهاي متفاوت ارايه شده است.
ميرزا حسن حسيني فسايي مؤلف كتاب «فارس نامهي ناصري»، نخستين كسي است كه معتقد است ريشهي اين نام، واژهي تركي «قاچ قايي» به معني «گريخته» است (قاچماق يعني دويدن و فرار كردن). بنا به اعتقاد وي، ايل خلج از ممالك روم (آسياي صغير) به عراق عجم آمده و گروهي از آنان فرار كرده و در فارس مسكن گرفتهاند. در زبان خلج، اين گروهِ فراري را «قاچ قايي» گفتند كه پس از تغييراتي به «قشقايي» تبديل شده است.[1]
در دايره المعارف فارسي، «قَشَقه» به معني سپيد پيشاني، تعبير شده است.[2] در جاي ديگر واژهي «قشقايي» را نترس، بيباك و پهلوان دانستهاند. برخي پژوهشگران، كاشمر را زادگاه تركان قشقايي دانستهاند كه بر پايهي همين فرضيه، گروهي از قرا تاتارها، در دوران سلطنت پادشاهان سلجوقي در آن شهر اقامت داشتهاند و به گفتهي تاريخ مسعودي، بيست هزار تن از آنان در ملازمت مختار سعد بن اتابك زنگي به فارس آمدهاند.
استنباط ديگري از ميرزا جعفر خورموجي در كتاب حقايق الاخبار و مستنداتي از محمد حسين مستوفي (به سال 1215 هـ .ق) است كه در زمان صفويه، ايلي به نام «قشقه» در فارس، سكونت داشته است.[3] متن سند به اين شرح ثبت شده است: «در سند ديواني ميتوان استنباط كرد كه لفظ قشقايي، در اصل همان ايل قشقهاي قرون اخير نيز همان ايل قشقايي دورهي صفوي بوده است كه به مناسبت داشتن روح سلحشوري و شهامت، آنها را در مرزهاي جنوبي و كوهستاني فارس مستقر نمودهاند.»
با اين كه همچنان ريشهي لغوي واژهي قشقايي مبهم و سرشار از ضد و نقيض است، پژوهشگران و محققين با تحقيقات وسيع و دامنهداري، نظريههاي مختلف ارايه نموده و همگان را دچار سردرگمي ساختهاند. براي مثال، در كتاب تاريخي «فارسنامه ناصري» آمده كه قشقاييها از آسياي صغير (از تركان دشت قبچان) به صورت يك ايل درآمده و با اتابكان سلغري به اين سرزمين آمده و متوطن گرديدهاند. زبان آنها را نيز شاخهاي از زبان «غز و تركي باختري» ميداند.
شادروان عباس اقبال آشتياني در تأييد همين استنباط مينويسد: «بايد قبول كرد كه ايل قشقايي از تركمانان دشت قبچاق بوده كه ابتدا به نواحي بين هندوستان و سيستان آمده و از آن جا به عراق عجم راه يافته و آخرالامر در فارس متوطن شدهاند». پژوهشهاي ديگري كه در مورد كوچ و حركت ايل قشقايي انجام شده است، ميتواند رهنمودي باشد كه اين قوم، يكي از طوايف تركاني باشند كه در سدهي پنجم و ششم هـ .ق در پي هجوم غزنويان و سلجوقيان، همراه با مهاجرت بزرگ تركان، به آسياي مركزي و خاورميانه و ايران آمده باشند. ابن بطوطه سياح مغربي از قرن هشتم و ابن شهاب يزدي از قرن نهم هجري، محل اقامت قشقايي را دشت روم در بلوك ممسني و شمال فهليان، همان دشتي كه به روايتي جنگ تن به تن رستم و اسفنديار در آن رخ داده است ميدانند.
با اين كه آقاي دكتر منوچهر كياني در پژوهشهاي تاريخي خود، با تحقيقاتي وسيع و استنباطهاي تاريخي از سنگنوشتهها، قبور و غيره نيز، مداركي معتبر ارايه نمودهاند با اين همه باز هم به نظر نگارنده اسناد و مدارك محققين و مورخين، پارهاي مطالب را در پردهي ابهام گذارده است.
به هر حال ايل قشقايي به روايت تاريخ از دويست سال قبل؛ يعني از اواخر دوران صفويه و اوايل سلطنت قاجاريه، همواره در صحنهي سياسي و اجتماعي ايران مطرح بوده است. ابتدا «امير قاضي شاهلو قشقايي» گروهي را به دور خود جمع كرده، بر آنها رياست مينمايد. وي در حقيقت اولين ايلخاني قشقايي به شمار ميآيد كه نامش در تاريخ ثبت است. پس از آن، رياست ايل به پسرش قاضي آقا و سپس به جاني آقا و سرانجام به محمدحسنخان معتمدالسلطان ميرسد كه او بيش از پيشينيان خود توانست پاي خانوادهي قشقايي را به مركز قدرت ايران و دربار شاهان باز كند و با زيركي در دربار سلاطين زنديه تقرب يابد و از معتمدين كريمخان زند گردد. پس از محمدحسنخان، جانيخان پسر اسماعيلخان و برادرزادهي معتمدالسلطان به رياست ايل برگزيده ميشود. وي ابتدا به مقام ايل بيگي و سپس در سال 1234 هـ .ق از طرف فتحعلي شاه قاجار رسماً به سمت ايلخاني و پسرش محمدعليخان به سمت ايل بيگي منصوب ميگردند. امروز در ميان ايلات قشقايي، جانيخان به عنوان بنيانگزار واقعي ايل، شناخته شده است. پس از مرگ وي، پنج فرزندش به نامهاي حاج حسين قليخان، محمد علي خان، مرتضي قلي خان، مصطفي قليخان و محمدقليخان رهبري ايل را به عهده گرفتند كه از ميان آنها محمدعليخان و محمدقليخان، مقام ايلخاني نيز يافتند؛ سپس سلطان محمدخان (1284هـ .ق)، حاج نصرالهخان (1311 هـ .ق) و اسماعيلخان قشقايي، ملقب به سردار عشاير صولت الدوله (سال 1323 هـ .ق) به مقام ايلخاني قشقايي نايل شدند.
ايل قشقايي از زمان قاجاريه، به تدريج به عنوان مهمترين واحد سلحشور و شجاع مطرح گرديد و طوايف پراكندهي ترك زبان با جذب طوايف كوچك به قدرتمندترين واحد ايلي مبدل گرديد. صولت الدوله به منظور جلوگيري از فرآيند جذب، يك واحد ايلي به نام «عمله»، را تحت رهبري مستقيم خود منسجم و متشكل ساخت و رسماً به مقام ايلخاني منصوب شد و سالها بر خطهي بزرگي از فارس حكومت كرد.
ايل، تابستان را در مناطق ييلاقي سرحدات و در ميان گلها و چمنزارهاي دامنهي پربرف قلهي دنا، سپري ميكرد و زمستانها را در نقاط معتدل و خوش آب و هواي جنوب به خوشي ميگذرانيد.
[1] فارسنامه ناصري، چاپ سنگي، تأليف ميرزا حسن حسيني فسايي
[2] معين، محمد، ج 1465، سيروس پرهام (مجموعه مقاله ايلات و عشاير ص 346 تا 246 تا 265، ركنزاده آدميت، فارس و جنگ بينالملل، ايرلينگ پير سياست قبيلهاي انگليس در ايران، ترجمه كاوه بيات، مندرج در ماهنامه نور دهم آذر 1358 و مآخذ بسيار ديگري از ابن بطوطه و ابن شهاب يزدي ارايه شده است.
[3] خور موجي، محمد جعفر. حقايق الاخبار ناصري، ص 100
|