«تا زمانی كه سیه چادرها در دامنههای رشته كوه زاگرس برپاست، نفوذ در جنوب ایران از محالات است» از سخنان چرچیل نخستوزیر انگلستان به فرانكلین روزولت رییس جمهور آمریكا،1941 گردآورنده: اللهداد بهرامیان (1387-1384) ناشر: انتشارات قشقایی
مقدمه
هدف از تهيهي مطالب كتاب حاضر ترسيم دورنمايي از شناختنامهي منطقه براي آشنايي با فرهنگ سنتي پربار ايل و نيز يادكردي از مسايل و موضوعاتي بود كه در گذر زمان دستخوش فراموشي و نابودي ميشوند تا با گردآوري شيوه و آيينهاي زندگي نياكان پر افتخارمان كه برخوردار از فرهنگ و نژاد خاصي هستند در جايي به ثبت رسد و دگرگونيهاي روزگار نتواند ياد و خاطرهي آن را از ذهنهاي پاك آيندگان بزدايد.
در اين زمينه مطالب تهيه شده بارها نزد افراد محلي آگاه كه خود مبيّن و شارح آنها بودهاند مطرح و پس از اطمينان از صحت مطالب بيان شده به درج آنها مبادرت گرديد. در مواردي هم موضوعات تدوين شده، در معرض نقد و بررسي آگاهان محلي قرار گرفت و تصحيح شد.
در مناطق مورد بررسي و پژوهش، به هر سياه چادري كه قدم گذارده ميشد، در پاسخ مصاحبهها ضمن توضيحات، با درد دلهاي آنان نيز مواجه ميشديم: سالخوردگان و ريشسفيدان هنگام پرسش به ياد دوران گذشته افتاده، با گِله و شِكوه از كلانتران و بزرگان طايفه به دليل قشر محروم ايل در زمانهاي گذشته در جنگها و نزاعهاي درون ايلي و برون ايلي از آغاز تا پايان بهصورت چريكي در صفوف ديگر جنگجويان كشور به مبارزه ميپرداختند و براي استقلال كشور، فداكاري و رشادتها به خرج ميدادند اما نتيجه آن در هيچ جاي تاريخ به درستي به ثبت نرسيده است نظر اعتراضي خود را بيان ميكردند. به مصداق همين مسايل اگر نظري به تاريخ گذشتهی ايران بيفكنيم؛ مشاهده ميكنيم كه بسياري از سر سلسلهها و پايهگذاران حكومتها در ايران منشأ ايلي داشته ولي متأسفانه، نه در تاريخ عشاير كشور ما به درستي دربارهي آن سخن گفته شده و نه حضور اجتماعي و سياسي و دفاعي آنها در جنگها و همچنين فداكاريهاي آنان براي استقلال كشور مشخص و تدوين شده است.
در صورتي كه از زمان سلاطين صفوي تا پايان جنگ جهاني دوّم بيش از نيمي از تشكيل دهندگان لشكريان سلسلهها، ايلات و عشاير بودهاند. زيرا بهجهت جنگجويي عشاير، حكومتهاي مركزي سعي داشتند، بيشترين نيروهاي جنگي و مبارزاتي خود را از ميان آنان برگزينند؛ چون ميدانستند كه سلحشوران عشاير بهويژه دليرمردان قشقايي بي هيچ قيد و شرطي از كلانتران و ايلخانان خود فرمانبرداري ميكنند از اين رو كوشش ميكردند تا سرپرستان و كلانتران عشاير را با اعطاي درجات مناسبي در دستگاه خود نگه دارند. زيرا آنها آگاهي داشتند اين رهبران عشاير هستند كه ميتوانند جهت حركت نيروهاي جنگي و عشاير را تعيين و تدوين كنند.
ماجراي تجاوز انگليسيها در جنگ جهاني اول و دوم به بخشهايي از نواحي جنوبي ايران و نيز ماجراي پليس جنوب؛ بر تاريخدانان و تاريخخوانان پوشيده نيست. مقاومت و ايستادگي عشاير جنوب در برابر تجاوز بيگانگان و عليه استعمار، بخشهاي مهمي از تاريخ معاصر ايلات و عشاير را تشكيل ميدهد كه نگارنده، قصد تشريح و نقد و بررسي تاريخ را ندارد.
در اينجا هدف تنها بررسي و پژوهشي گذرا از دو ايل بزرگ ششبلوكي و رحيملو است كه با نظر سنجي از آگاهان محلي و جمعآوري مطالب و اطلاعات بر اساس مصاحباتي انجام شده توسط آگاهان و صاحبنظران محلي صورت گرفته و بيشتر جنبه شناسايي و كلاسيك دارد و براي آگاهي خوانندگان عزيز، مطالب اندكي ساده و ابتدايي بيان شده است.
هر چند در اين كتاب خلاصهاي از ويژگيها و دليل نامگذاري ساير ايلات قشقايي نيز بيان شده است، اما محور اصلي و اساسي كتاب حاضر بر مسايل اجتماعي، فرهنگي و پژوهشي مربوط به دو ايل بزرگ ششبلوكي و رحيملو استوار است.
در گردآوري مطالب، خود را مديون لطف و همكاري بيدريغ افراد محلّي ميدانم كه خالصانه و با علاقه آنچه اطلاعات از نياكان خويش سينهبهسينه برايشان به ارث مانده بود در اختيار نويسنده گذاشتند كه همين امر هم بيشتر تشويق و ترغيب پياپي نگارنده را بر انجام اين مهم برميانگيخت، زيرا در نقاط مختلف افرادي مشاهده ميگرديد كه در عين كمسوادي، بهگونهي شگفتانگيزي داراي اطلاعات گستردهاي از مسايل اجتماعي و اصل و نسب و گذشتهي قبيلهي خود بودند.
در اين جا بر خود لازم ميدانم از يكايك بزرگان و علاقهمنداني كه صميمانه و بيدريغ مرا ياري داده و با گشادهرويي پذيرا و مشوّق من بودند و با مكاتبه و مكالمات تلفني به پرسشهاي حقير صميمانه پاسخ گفتهاند، و بدون مضايقه و امتناع همكاري نمودند، نهايت تشكر و سپاسگزاري داشته، بهويژه از بزرگان طايفهي رحيملو: حاج نصير قشلاقي و حبيبخان رضايي حقيقي و حاجمراد كاظمي كُلَهلو، مهندس محمود كاوياني، احمد گرزن دوقوزلو و استاد اديب و فاضل اسداله مرداني، نويسندهي فرهنگ جامع زبان تركي و ديگر بزرگاني كه در منابع نام برده شدهاند كمال تشكر را ابراز دارم.
ديباچه
زندگي و حيات انسانها همواره مديون تجربيات گذشتگان بوده و هويت تاريخي و شخصيت هر ملتي را تاريخ گذشتگان آن ملت تشكيل داده است. هر قومي از ميراث فرهنگي گذشتگان بهرهمند شده و اصول زندگي خود را بر اساس آموختههاي آنان برگزيده است.
ملتي كه با برخورداري از يك تجربهي تاريخي طولاني، چه در صحنههاي اجتماعي و روابط ميان انسانها و چه در زمينهي سياسي و اقتصادي و روابط ميان ملتها به آن چنان نگرش و وسعت انديشهاي دست مييابد كه به سهولت ميتواند عوامل رشد خود را باز شناخته و در مقابل هر پديده و رويدادي، روشي مناسب؛ با آن در پيش گيرد؛ كه بيشك ريشهاي طولاني در تاريخ دارد.
تاريخ زندگي انسانها، آشكارا نشان داده است كه ملتها زماني به رشد و توسعهي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي رسيده و از حوادث گذشتهي خود و ديگر همنوعان بهرهمند شدهاند. شايد هم بتوان حدس زد كه يكي از عوامل مهم انتقال تمدنها و تحولات اجتماعي، استفاده و بهرهجويي از تجربيات گذشتگان باشد. بنابراين: تاريخ گذشته، آشكارا نمايانگر آن است كه قدرتهاي بزرگ جهاني در مقابله با انقلابات ملتها، چگونه با آنها برخورد كرده و راه انحراف يا سركوب آنها را در پيش گرفتهاند. از آن جمله است انقلاب ميرزا كوچكخان جنگلي و امثال آن...
در صحنهي سياسي ملت ما دشمناني همچون آمريكا و انگليس وجود داشته و دارد.
پس تاريخ بحران و نهضت ايلات قشقايي و ساير ايلات و عشاير، خارج از اين، پيشآمدها و تهاجمات فرهنگي ايلي نبوده است. بهطوري كه در تاريخ ايران و جهان، مبارزات و از خودگذشتگي ايلات در برابر مهاجمان بيگانه، دست كمي با ساير ملت ايران نداشته و همواره كوشيدهاند تا در تمام صحنهها دوشادوش ديگر هموطنان اعلام آمادگي و همبستگي كنند. نمونهي بارز آن جنگ ايران و انگليس و نهضت جنوب است كه بيانگر تعصب و غيرت ايل قشقايي و ساير عشاير جنوب نيز ميباشد.
همبستگي و اتحاد ايل قشقايي بستگي بيچون و چرايي به رضايت عشيرهاي و بزرگ پرستي آنان دارد. زيرا فرهنگ عشاير طوري انسجام يافته كه غيرت و تعصب ايلي با خون تكتك آنان عجين گشته و بنا به آداب و رسوم ايلي سعي داشتهاند در هر حال آن حالت عشيرهاي و ايلي خود را حفظ كنند و با قدرت تمام در برابر همه دسيسههاي شيطاني ابر قدرتها ايستادگي نموده و در صحنههاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي به مبارزهي خود ادامه دهند.
افزون بر مبارزات گذشته، در جنگ تحميلي نيز كه به واسطهي شيطنت آمريكا در سال 1359 ه.ش. از سوي عراق به ايران تحميل شد، جوانان غيرتمند قشقايي و ساير عشاير ايران دوش به دوش نيروهاي مسلح، بسيج شده با دشمن جنگيدند و از خاك وطن اسلامي خود دفاع نمودند و... هزاران شهيد والامقام و جانباز و اسير تقديم انقلاب اسلامي نمودند كه خود سند رشادت اين قشر زحمتكش و محروم است.
مبارزات بيامان قشقاييها در جنگ ايران و انگليس چنان لرزه بر اندام نيروهاي بيگانه انداخته بود كه انگليسيها گفته بودند: «هرگز نميشود به اين قشقاييهاي لعنتي اعتماد كرد. آنها در جنگ جهاني اول و دوم ما را به ستوه آوردند.» و اين نشانهي آن است كه قشقاييها اصالت و سنتهاي خود را كه ميراث نياكان آنهاست دوست دارند و همچنان در قلب خود جاي داده دشمن ستيزند و از معاشرت با بيگانگان بيزارند.
امروزه كه تمدن شهري و شهرنشيني در جوامع ايلي قشقايي هم نفوذ كرده و اين اجتماع را نيز مسموم ساخته و زبان و آداب و سنت ايلي و كوچنشيني را از ياد برده و فرهنگي غير عشيرهاي را جايگزين آن كرده و در روش سادهي زندگي آنان دگرگونيهاي آشكاري پديد آورده و سنت اصيل ايلي را بهدست فراموشي سپرده است؛ هر چند با گذشت زمان جوامع ابتدايي و كهنه رو به نابودي ميرود، اما فراموش كردن اعتقادات و تغيير زبان و مسلك عشيرهاي بهدست خود فرزندان صالح ايل نوعي خيانت و بيحرمتي به مرام و مسلك و زبان اصيل نياكانمان بهشمار ميرود.
البته جوامع امروزي چه در ايل و چه در روستا يا شهر باشند نيازمند فراگيري علم و دانش و تكنيك عصر خود هستند و به شعر و شاعري و موسيقي و بهداشت، دكتر و دارو معتقد و بدان نيازمند هستند. اما به شرطي كه به زبان و آداب و سنت و مقدسات خود آسيبي وارد نكنند. آن چنان كه از چگونگي كوچ ايل قشقايي از گذشته آثار و شواهدي معيّن، به جا نمانده و مداركي هم در دست نيست. اخيراً پژوهشگران و محققاني از ميان عشاير قشقايي سعي ميكنند تاريخ و قدمت اين ايل بزرگ و با عظمت را پيگيري نموده و از متن تاريخهاي جهان و نقل قول پژوهشگران ايراني و خارجي مدارك و نوشتههايي را كه بهصورت پراكنده به ثبت رسيده، بيرون آورند و با درج اسناد صحيح و مدوّن، نسل آينده را از چگونگي پيشينه و اصل و نسب نياكان خود آگاه سازند.
ايلات قشقايي داراي فرهنگ و زبان و سنت خاص خود ميباشد. و در عين حال بهعلت محدود بودن و پراكنده شدن در محيط زندگي فارسي زبانها بسياري از آداب و رسوم خود را فراموش كرده و زبان آنها هم با زبان فارسي درآميخته است. ليكن بايد گفت: ايلات قشقايي با تاريخ طولاني خود از جمله اقوام عشيرهاي بسيار بزرگي هستند كه با زبان پويا و زيباي تركي كه از جنبههاي مختلف نيز برخوردار بوده و مورد توجه قرار گرفتهاند كه اكنون نيز بايد آن زبان و سنت عشيرهاي هم حفظ شود. و از اهم وظايف ما است كه اين زبان و سنت را نگهداري كنيم.
به گفتهي استاد شهيد مطهري: «هر فرهنگ و هر تمدني اگر بخواهد زنده بماند بايد زبانش زنده بماند. زيرا اگر زبانش مُرد خودش مرده است». متأسفانه عادت معمول بشر اين است كه هميشه، سعي ميكند فقط به آينده بنگرد. در صورتي كه جزو ناچيزي از آن چه به پاي آينده ريخته ميشود صرف گذشته نميشود.
آن چه را كه بهعنوان هستي، به خودمان نسبت ميدهيم، در واقع همهي تجربهها و آموختههايي است كه در طول دوران گذشته و سپري شده خود بهدست آوردهايم. پس اگر بخواهيم مدافع هستي خود باشيم و خود را در مقابل آنچه كه ما را از خودمان بيرون ميبرد، مصون و محفوظ بداريم و در سطح پيشرفت، ناگزيريم كه از روزهاي سپري شده سخن بگوييم و در سطح پايينتر به يادآوري و تكرار باورهاي سنتي بپردازيم تا مانع محو آن شويم.
در اين ميان توجه به باورهاي قومي و قبيلهاي از اهميت بسيار بزرگي برخوردار است زيرا اين توجه از يك طرف از نابودي باورهاي قومي جلوگيري ميكند و از طرفي هم باعث شناخته شدن يك باور سنتي ميشود كه خود ميتواند به تصميمگيري اجتماعي و ساير موارد كمك كرده و دامنهي مسيرشان را گستردهتر نمايد.
خلاصه آن كه اقوام عشيرهاي در طول تاريخ، سنّت و اصالت بسيار سالم و سابقهاي بس دراز دارند كه مرام آنان ستايش برانگيز است. حفظ اين خصلت نيكو به عهدهي جوانان برومند ايل قشقايي است كه بتوانند از آن مرام ساده و با صداقت نياكان خويش پاسداري كنند.
مطالب و مباحثي كه در اين كتاب ذكر شده همه از روي مدارك مستند و اسناد صحيح و كسب خبر و اطلاع از منابع مختلف و موثق بوده و عمدتاً پژوهشها محلي است. ضمناً چون افراد بعضي از طوايف از گذشته خود آن چنان مطلع هم نبودند، در تحقيقات امكان نقيض هم بعيد نيست.
با سپاس از كساني كه در تهيهي اين مقاله مرا ياري دادهاند؛ چه آنهايي كه در بخش مآخذ و منابع نامشان آورده شده و چه آناني كه نام برده نشدهاند، اجر همگي را از خداوندگار خواستارم.
با اميد به راهنمايي و انتقاد صاحبنظران براي اصلاح اشتباهات احتمالي و رفع كاستيهاي اين اثر، اذعان ميدارم كه مسؤوليت صحت و سقم تمام مطالب كتاب فقط به عهدهي نگارنده است.
هدف از گردآوري اين مجموعه دفاع يا هواخواهي از يك قشر و گروه يا فاميل خاصّي، نبوده است. توصيف مستندي است از زبان سالمندان و صاحبنظران آگاه از نياكان خود كه به منظور آگاهي نسل فعلي و آيندگان جهت بررسي و پژوهش از منشأ اصلي و نژادي هر قوم و تيره و ايل خود ميباشد و شيوهي كار ما در تهيه و تنظيم اين مجموعه، تحليلي انتقادي و روشنگرانه است. گفتارمان بر اساس اسناد و شواهد عيني معتبر در هر تيره و قبيله بوده كه براي رفع هر گونه شبهه و ترديد، اسناد و منابع و مصاحبات مختلف با صاحبنظران و مطلعين انطباق داده شده يعني انگيزهي ما در تهيه و تدوين اين مجموعه بر پايه حقيقتگويي است. زيرا مطالب جمعبندي شده، بيشتر از منابع علمي و نظرات و اطلاعات جمعي از آگاهان هر تيره و بنكو بوده است. آن چنان كه مستحضر هستيد جامعهي فعلي در حال رشد و تكامل فكري است و افراد بيشتر به آينده مينگرند و به گذشته كمتر توجه دارند. به همين سبب موقعيت ايلي و شناخت نياكان در حال محو و فراموشي است كه حفظ و زنده نگه داشتن نياكان بستگي به علاقه و توانايي فكري شما بزرگواران دارد كه با مطالعه و تفحص در موقعيت ايلي و فاميلي خود، اين مجموعه را مد نظر قرار داده، تضمين نماييد. بهارتان پر گل و گلزار وجودتان سرشار از رايحهي دلانگيز و عشق به شناخت گذشتگان خويش در اين مجموعه باد كه هر چند محدود است اما دور از حقايق هم نيست.
سپاس خداوندي را كه به ما توفيق توان خدمتگزاري داد تا به ياري بزرگان و صاحبنظران ايلي، گامي هر چند كوچك براي ارتقاي سطح آگاهي، اميدهاي آينده ايلمان از نسب و نياكانشان برداشته باشيم. از آن جايي كه هيچ كاري خالي از اشتباه و خطا نيست رجاي واثق داريم كه بزرگان و اهل علم، خطاهاي احتمالي را با ديدهي اغماض بنگرند و نظرات اصلاحي و پيشنهادي خود را ارايه نمايند.
|