|
چنانکه نقل است جهانگیرخان زودتر از آخوند کاشی درگذشت. در این زمان آخوند کاشی به قدری مریض احوال بود که نمیتوانست راه برود. اما وقتی جنازهی مرحوم خان را داخل «مدرسه صدر» آوردند که بر او نماز بخوانند. آخوند کاشی بسیار بیتابی مینمود. ایشان به شاگردانش اشاره میکند که زیر بغلهای او را بگیرند تا وی نیز چند قدمی به مشایعت جنازهی دوست عزیزش برود. اما بیشتر از چند قدم نتوانست جلوتر برود. سه شب از ماجرا نگذشته بود که یکی از شاگردان حکیم جهانگیرخان، او را در خواب میبیند که به وی میگوید: از آخوند تشکّر کن که به مشایعت جنازهی من آمد. زیرا در چند قدمی که آمدند اذکاری را دنبال جنازهام گفت که این اذکار سبب شد من از برزخ نجات پیدا کنم. برو از او تشکّر کن و به او بگو : «الحق که حق رفاقت را بجا آوردی».
میرخلف زاده: داستانهایی از مردان خدا، صص138-139
ghashghayi.mihanblog.com
|