|
زبان امروزین قشقائی٫ در واقع ادامه گویشى آهنگین از زبان توانمند و فراگیر "تركى آذرى ایرانى" به حساب مىآید كه در مناطق مركزى و جنوب غربى ایران با گویشهاى بازمانده از تركى سومر (Sumer) در هم آمیخته و به شیوه اى بدیع و خوش آهنگ تبدیل شده است. سابقه تركى سومرى در بین النهرین و جنوب غربى سرزمین ما ایران٫ به هفت هزار سال پیش مىرسد كه تاثیر عمیق و نهادین در شكل پذیرى آوایى و مورفولوژیك تركى قپچاقى و قشقایى داشته است.
نخستین متن مكتوب بازمانده به زبان قشقایى (ظاهرا منظور گویش قشقایی زبان تركى است. مهران بهارى) ظاهرا كتیبه گرانسنگ "تان یوقوق" (Tanyugug) است كه سه متر و هفتاد و پنج سانتى متر طول دارد و در دوره بلاش اشكانى پدید آمده است. این كتیبه در سال 1889 از سوى رادلف (Radloff) آلمانى كشف و قرائت شد. كتاب "قوتادغو بیلیگ" را باید نخستین متن مكتوب دوره اسلامى قشقایى به حساب آورد كه در سده چهارم هجرى از سوى "یوسف خاص حاجب" در 6652 بیت و به بحر متقارب به نظم در آمده است. دیگر مىتوان كتاب "عتبه الحقایق"٫ "دیوان حكمت" و "كتاب دده قورقود" و آثارى نظیر "قیرخ حدیث"٫ "نهج الفرادیس" و "وسیله النجات" را بر شمرد كه همه پیش از سده هفتم هجرى تالیف و یا تصنیف شده اند.
سلحشوران فرهیخته و فرهنگینه مردان (و فرهنگینه زنان. مهران بهارى) سرافراز قشقایى٫ پس از كوچ و مهاجرت به مناطق مركزى و جنوب غربى ایران٫ این آثار را همپاى منابع مكتوب ادبیات قشقایى نظیر "دیوان قاضى برهان الدین"٫ "دیوان نسیمى"٫ "دیوان ختایى"٫ "دیوان فضولى" و دهها نظائر آن و فولكلور غنى و سرشار آذرى-قشقایى و منظومه هایى چون حماسه هاى "كوراوغلو"٫ "اصلى و كرم" و غیره را زنده نگاه داشتند و دریایى از متون و مواد ادبیات شفاهى نظیر "قوشما"٫ "بایاتى"٫ "سایاچى سؤزلرى"٫ "دوزگى"٫ "گرایلى"٫ و ادبیات منظوم عاشیق ها با جویباران زلال فولكلور بومى سرزمین هاى نویافته در آمیختند و آسونگه ها و اوسانه ها خلق كردند:
بو یول گئدیر تبریزه Bu yol gedir Təbriz'ə قناتى ریزه ریزه Qənatı rizə rizə آلله بیزه بیر یول وئر Allah bizə yol ver بیز واراق اؤلكه میز Biz varaq ölkəmizə
از میان قشقائیان پس از اسكان و جولان در شیراز و سویهاى آن نیز٫ سرایندگان نام آورى نظیر "میرزا محمد نثار"٫ "قول اروچ"٫ "میرزا مأذون"٫ "خسرو بیگ"٫ "مسیح خان"٫ "بیات اوغلو"٫ "همراه" و دیگران ظهور كردند كه در میان آنان "میرزا محمد ابراهیم" فرزند سید علیرضا معروف به "میرزا مأذون قشقایى" از همه نامبردارتر است كه در سال 1246 ه.ق. در میان ایل چشم به جهان گشوده و در سال 1313 ه.ق. در شیراز وفات كرده است. مزارش در بقعه شاهزاده منصور واقع است كه در دوره ستمشاهى تخریب گردیده است.
" میرزا مأذون" به سه زبان عالم اسلامى تركى و فارسى و عربى شعر سروده است و دیوان قابل توجهى دارد كه نسخه خطى آن در سال 1301 استنساخ شده و اكنون در دست است. بهره اى از این دیوان را مرحوم شهبازى در سال 1367 (حدود 200 صفحه) در مجموعه "قشقایى شعرى" گنجانده است. میرزا مأذون هم در انواع و اوزان شعر كلاسیك تركى طبع آزمایى كرده و قصاید و غزلیات و ترجیعات و رباعیات لطیفى سروده است و هم در انواع شعر عاشیقى٫ تركتازىها كرده است. در هر دو گونه شعر میرزا مأذون٫ منبع اصلى اخذ قوت و الهام وى قرآن كریم و احادیث نبوى است و تسلط استادانه و ماهرانه وى به سرچشمه هاى عرفان اسلامى سبب شده است كه در این اشعار تلمیحات بسیار زیبا و استادانه اى به كار گیرد كه بویژه در تحمیدیه ها و نعتها و مناقب سروده هایش فراوان به چشم مىخورد:
یا على! یاعلى! شاه-ى لو كشف Ya Əli! y Əli! şah-i ləv kəşəf! موبارك تاجینا تبارك الله Mubarək tacına təbarək əllah وصى-یى موصطفا٫ سیرر-ى من عرف Vəsi-yi Mustafa, sirr-i mən ərəf حققه عین الیقین٫ كوفره ایشتیباه Həqqə eyn əl-yəqin, küfrə iştibah
لامكان مولكونده گنج-ى عیززتن Laməkan mülkündə gənc-i izzətən كورسویه لاییقن٫ عرشه زینتن Kürsüyə layiqən, ərşə zinətən قلمه قوووتن٫ لؤوحه سرخطن Qələmə quvvətən, lövhə sərxətən جبراییل اوستادى٫ مورشیدن بالله Cəbrayıl ustadı, mürşidən billah
سهمین لرزه سالدى عرش-ى كئیوانا Səhmin lərzə saldı ərş-i keyvana ذوالفقارین رؤونق وئردى ایمانا Zülfəqarın rövnəq verdi imana یاندى آتشكده٬ سیندى بوتخانا Yandı atəşkədə sındı butxana ملك تحسین ائتدى٫ حق احسن الله Mələk təhsin etdi Həq əhsən allah
اشعار حماسى میرزا مأذون٫ پرشور و حال و آثار تغزلى و غنائى وى غرق در لیریسم جاندار و زنده حالى است كه براى بحث پیرامون بدایع آنها مجال وسیعى بایسته است.
در میان شاعران ایل قشقایی که بیشتر آنان گمنام می باشند و هیچ کدام دیوان یا اثر ادبی مکتوبی ندارند دو شاعر بیشتر شناخته شده و اشعار آنان زینت بخش محافل می باشد که میرزا ماذون و یوسفعلی بیگ معروف به یوسف خسرو می باشند.
محمد ابراهیم فرزند سید علیرضا متخلص به ماذون بزرگترین سخن سرایان قشقایی در سال 1246 هجری قمری از مادری از طایفه عمله به دنیا آمده است و در سال 1313 هجری قمری در شهر شیراز وفات یافته و در بقعه متبرکه شاهزاده منصور مدفون است .
وادی-ی محنتده من اولدوم مجنون کیمه دیه م بو دیوانا دردیمه یارونگ هئجرانوندان باغریم اولده خون دئمگ اولماز هر نادانا دردیمه
او بولبول که آیره دیشده گولوندن دایم ناله چکه ر هجران الیندن باد-ی صبا زندانیلر دیلندن بیر بیان ائد گلستانا دردیمه
طاقتیم کسیلیب آرامیم یوخدور خوش گینم گئچیبدور همدمیم یوخدور من که سر سوزومه محرمم یوخدور قوی بیلمه سون هچ بیگانا دردیمه
بولبول شوقی گول باغوندان تکنمه ز عئشقین شوره دماغندان تکنمه ز ماذون سوزه دئمه گینان تکنمه ز گورگ یازام داستانا دردیمه ----- ترجمه
در وادی محنت من مجنون شدم به کی بگم این درد دیوانه ام را؟ از هجر یار جگرم خون شد دردم را به هر نادانی نمی توان گفت
بلبلی که از گلش جدا افتاد همیشه از هجر ناله می کشد باد صبا از زبان زندانیان به گلستان دردم را بیان کن
طاقتم بریده و آرامی ندارم روزهای خوبم سپری شده و همدمی ندارم من که برای اسرارم محرمی ندارم بگذار تا هیچ بیگانه ای دردم را نداند
هرگز شوق بلبل از باغ گل تمام نمی شود و شور عشقش هیچ وقت تمام نمی شود گفته های ماذون با گفتن تمام نمی شود باشد که دردم را در داستان ها بنویسم
ghashghayi.mihanblog.com
|