 روزنامه اعتماد شیرزاد عبدالهی از بهمن بیگی بیاموزیم آقای عباسی قطعاً با سابقه تشكیل مدارس عشایری، آشنا هستند. محمد بهمن بیگی پدر آموزش عشایری از جمله مردانی است كه تعداد آنها در تاریخ آموزش و پرورش مدرن ایران انگشت شمار است. بهمن بیگی با قلبی سرشار از عشق به كودكان ایل و با دست خالی به جنگ دیو جهل در میان عشایر رفت.
او سال ها در جدال با دیوان سالارانی بود كه از مدرسه تنها تصور مكانی ثابت را داشتند و مدرسه متحرك را به سخره می گرفتند. پایمردی او سرانجام راه جدیدی را به روی بچه های عشایر گشود. این خانزاده تحصیلكرده و باهوش به نام و نان و اسم و رسم پشت پا زد و به جای سفارت و وكالت معلم شد و نهال آموزش عشایری را در كنار قره قاچ كاشت.
به زودی مدارس سیار عشایری به همه جای ایران از آذربایجان تا ایلام و كردستان گسترش یافت و كودكان مظلوم عشایر كه نسل اندر نسل بیسواد بودند زیر چادرهای سفید، با خواندن و نوشتن آشنا شدند و زمینه برای ادامه تحصیل و خروج از دایره محرومیت ازلی برای نسل جدید عشایر فراهم شد.
چادر سفید مدرسه با پرچمی سه رنگ بر فراز آن، در جدال با باد و در محاصره انبوه سیاه چادر ها و در میان دشتی پر از سبزه و گل نماد رویش زندگی نوین در میان عشایر بود. استعدادهای نهفته كودكان كچل، تراخمی و اسیر امراض و بلایای گوناگون و بدتر از همه گرفتار در بند جهلی موروثی در این مدارس شكوفا شد.
اشتیاق دانش آموزان برای یادگیری و تلاش معلمان كم سواد اما عاشق این مدارس و وجود مدیركلی كه با اسب كوره راه ها را طی می كرد و همه معلمان را به نام و اسم پدر و ایل وظیفه می شناخت كار مدارس عشایری را به مرز حماسه رسانده بود. كار به جایی رسید كه تیمسارها و كارمندان ارشد و پولدارهای شیراز برای ثبت نام فرزندشان در دبیرستان عشایری شیراز التماس می كردند. بهمن بیگی تابوی مدرسه ثابت را شكست و درهای دانش را به روی كودكان عشایر از دختر و پسر گشود. هیچ مدیركل و مسوولی در آموزش و پرورش از تجارب و تئوری های آموزشی بنیانگذار مدارس عشایری بی نیاز نیست. بخارای من ایل من خوشبختانه محمد بهمن بیگی به دلیل فراغت اجباری از كارهای اجرایی در سال های بعد از انقلاب با قلمی شیوا و پرتب و تاب تجربه بیش از سی سال كار آموزشی در میان عشایر را در قالب چند كتاب منتشر كرد. بسیار بجا و ضروری است كه آثار بهمن بیگی به عنوان مواد درسی در برنامه آموزشی مراكز تربیت معلم گنجانیده شوند.
به مدیركل آموزش عشایری كه برجای مرد بزرگی مانند بهمن بیگی تكیه زده است و احتمالاً در دوره كودكی در همین مدارس سیار عشایری الفبا و شعر و سرود آموخته است، توصیه می كنم یك بار دیگر كتاب «بخارای من ایل من» را بگشاید و داستان «گاو زرد» را از این مجموعه بخواند تا با تجربه ناكام اسكان عشایر در رژیم گذشته آشنا شود. استفاده از كانتینر و كانكس به جای چادر به معنای اسكان اجباری ایل است. بهمن بیگی با قلم سحرانگیز خود داستان ساخت شهركی برای اسكان عشایر و اجبار آنها به سكونت در آن را با تصاویری زیبا ترسیم می كند. عشایر به اجبار در شهركی زیبا اسكان داده می شوند اما هنگامی كه چند روز بعد مقامات برای بازدید به شهرك اسكان می روند خبری از ایل نیست چرا كه ایل شبانه فرار كرده و به كوه و بیابان زده بود.
|